با هنرتان به یک مسجد یاری رسانید

انمّا یعمر مساجد الله من آمن بالله و الیوم الآخر

همانا مساجد خدا را کسانی آباد می کنند که به خدا و روز جزا ایمان داشته باشند.

با سلام خدمت دوستان عزیز!

نشريه منشور پنجم فایل الصاقی، شماره بیستم نشریه «منشور پنجم» متعلق به مسجد و مجتمع فرهنگی امام محمدباقر علیه السلام است. با حمایتهای مالی که قرار است از این نشریه انجام شود، از این شماره این نشریه چهاررنگ چاپ می شود و اگر خدا بخواهد می خواهیم از شماره بعد لی اوت آن را هم عوض کنیم.

اگر دوستانی در این زمینه می توانند کمک کنند استقبال می کنیم. چیزی که مورد نیاز است یک لی اوت برای نشریه ای متعلق به یک مسجد است که رنگی چاپ می شود. نوع مطالب آن را با نگاه به نشریه درمی یابید. (اگر خود گرافیست نیستید ولی کسی را می شناسید که می تواند کمک کند لطفا لينك اين مطلب را برایش بفرستيد)

اگر می خواهید توفیق این کار را داشته باشید طرح خود را تا بیستم دیماه به آی دی sme1359@gmail.com ارسال کنید.

سؤالات خود را نیز از همین آی دی بپرسید.

کامنت های این پست در وبلاگم نیز می تواند محلی برای اطلاع همگان از اینکه چه کسی تا حال چه کاری انجام داده باشد.

مسلما این کار برای هنرمند طراح آن چندان سودآور نخواهد بود!

خدا به شما جزای خیر دهد.

4 پاسخ به “با هنرتان به یک مسجد یاری رسانید”

  1. یکی یه دونه می‌گوید:

    آقای عمادی، وبلاگ رو در اپرا ببینید!

  2. سیدمحمد عمادی می‌گوید:

    این پست به صورت ایمیل نیز ارسال شده بود و این پاسخ را دوست عزیزم وحید عرفانیان در پاسخ به این ایمیل فرستاده است»

    «دوست عزیز
    جناب آقای عمادی
    و
    سایر دوستان محترمی که این نامه را می خوانید

    قصد داشتم پاسخ مفصلی بنویسم به این ایمیل که به ظاهر یک درخواست ساده ی دوستانه است و می خواستم همانجا شرح دهم که اصلا چرا پاسخ دادن به این ایمیل را لازم می دانم. به همین دلیل نوشتن پاسخ به تاخیر افتاد و البته حالا پاسخم را خلاصه می کنم. احتمالا شما هم – مانند من – این روزها فرصت خواندن نوشتاری طولانی را ندارید.‏

    نخست: خوشحالم از اینکه نهادی سنتی، چون مسجد، برای ارتباط با دنیای پیرامون خود به روش های امروزی (چون انتشار ماه نامه ی داخلی) روی آورده است. این اتفاق می تواند حاصل «احساس نیاز به راه های نو» و یا «تاثیر نیروهای جوان بر تصمیم گیری ها» باشد. هرکدام که باشد خوب است و امیدوارم ادامه داشته باشد.‏

    دوم: باز خوشحالم از اینکه این ماه نامه قرار است «تغییر»ی را تجربه کند و احتمالا از سطحی به سطح بالاتر ارتقا یابد. شخصا از «تغییر» استقبال می کنم؛ خصوصا که در دل نهادهای سنتی (که ذاتا طرفدار «ثبات»اند تا «تغییر») اتفاق بیفتد.‏

    سوم: سوم اما … افسوس است. افسوس بر استوار ماندن تفکری که همچنان نقش «پدیدآورنده» ی تغییر را نادیده می گیرد یا کمرنگ می پندارد. متن نامه -که خوشبختانه آقای عمادی آن را صادقانه و بدور از تکلف های مرسوم نوشته اند- به من می گوید که حمایت های مالی، تنها شامل تغییراتی می شود که در «تکنیک چاپ» اتفاق می افتد و «طراح گرافیک» – به عنوان کسی که قرار است با تکیه به علم، هنر و تجربه ی خویش مسبب تغییرات دیداری این ماه نامه باشد – سهمی (چنان که باید و شاید) از این «حمایت های مالی» نخواهد برد .‏ بگذارید خیال تان را راحت کنم: قرار نیست من این کار را انجام دهم تا نگران دستمزدم باشم. راستش برایم چندان هم عجیب نیست که نهادی سنتی -مثل مسجد- دلش نخواهد بابت طراحی گرافیک هزینه ای پرداخت کند. مساله ی من مهم تر از این هاست. اشاره ام به این مورد تنها به عنوان مشتی نمونه ی خروار است. گونه‌ ای از تفکر که سال هاست بر محیط زندگی مان حاکم شده و نقش «اندیشه و هنر» و کسی که پدید آورنده ی این دو است را نادیده می گیرد. ‏
    بگذارید برای تان مثال بزنم: روزنامه ی قدس را که می شناسید؟ همه تان هم حتما در جریان «تغییر» قطع روزنامه هستید. و حتما قصه ی مفصل راه اندازی ماشین چاپ روزنامه را که چند میلیارد تومان هزینه داشته شنیده اید. هرگز از خود نپرسیدید که چرا بعد از آن همه تغییرات، وجه دیداری روزنامه تغییر نکرد؟ چرا یونیفرم صفحه ی اول و سایر صفحات همچنان شبیه قبل است. آیا صاحبان روزنامه که قصد انجام تغییرات دیداری در روزنامه داشتند به طراحان برجسته و مجرب دسترسی نداشتند؟ می دانیم که داشته اند. به آن ها رجوع نکرده اند؟ کرده اند. علت عدم توافق شان با طراحان چه بوده است؟ احتمالا هزینه های طراحی.‏
    باز هم مثال بزنم؟ هیئت های مذهبی چطور است؟ لازم است درباره ی هزینه های مختلف این هیئت ها (اعم از ساختمان بنا، خرید تجهیزات، هزینه ی مراسم مختلف، پذیرایی از عزارداران و …) حرفی بزنیم؟ و هیچوقت از خودمان پرسیده ایم چرا این هیئت ها (که شواهد و قراین حاکی از آن است که مشکل مالی ندارند) حاضر به پرداخت هزینه ی «اندیشه/هنر/تجربه» نیستند؟ بارها نشنیده اید که «اجر»تان را به «صاحب این ایام» حواله کرده اند؟
    این چه رسمی ست که در رفتار ما ریشه کرده است؟ مگر قرار نیست این آثار و اتفاقات – مثلا همین ماه نامه ی آقای عمادی – «اندیشه»ای را به مخاطب منتقل کند؟ چطور می شود که خود این اندیشه ورزان محترم حقوق اندیشه ورز دیگری را نادیده می گیرند و …‏

    بگذریم
    گاهی با خودم فکر می کنم که دنیای غرب «حق» دارد تمام جهان امروز را تملک کند. بیشترین ارزش را برای اندیشمندان و هنرمندانی قائل است که وجه تئوری و عملی اندیشه هایش را بسط داده اند. بزرگترین و باشکوه ترین کلیساهای دنیا به دست معمارانی بزرگ ساخته شده و بزرگ ترین نقاشان و مجسمه سازان آن را زینت کرده اند و تاریخ هنر جهان گواه است که بالاترین دستمزدها هم برای این آثار پرداخت شده است. در فرهنگ اسلامی هم نمونه های بسیاری از این تفکر داریم. دوره ی صفویه سرشار از نمونه های بی نظیر معماری، کاشی کاری، کتیبه نویسی و … است که همگی به دستور (بخوانید سفارش) حاکمان آن دوره ساخته و پرداخته شده و همواره حقوق مادی و معنوی پدیدآورنده ی اثر تمام و کمال پرداخت شده است.‏ امروز اما ما به کدام سو حرکت می کنیم؟ و این راه که می رویم به ترکستان نیست؟

    با احترام
    وحید عرفانیان
    عضو انجمن طراحان گرافیک ایران
    جمعه هفدهم دی ماه هشتاد و نه

    پی نوشت: دوست عزیزم، جناب آقای عمادی از علاقه ی شخصی بنده به طراحی گرافیک برای فضاهای مذهبی (و سنتی) بخوبی آگاه اند. در گفتگوهای مختلف از دلبستگی ام به سنت های خوشنویسی و هنرهای تزئینی اسلامی برایشان گفته ام و مطمئنم پاسخ بنده را نقدی بر فضای موجود می دانند، نه ردّی بر لزوم اتفاقاتی از گونه ی انتشار ماه نامه ی داخلی یا شبیه آن. و امیدوارم این نوشته باب گفتگو و تبادل نظر پیرامون موضوع ذکر شده را باز کند.‏»

    • یار مهربان می‌گوید:

      فکر نمی کردم کار به اینجاها بکشه! البته خوبه.
      ا- می توانیم بحث را انجام دهیم. ولی فقط باید منظر بحث دقیق روشن شود تا بدانیم درباره چه بحث می کنیم. اقتصاد هنر؟ رفتار حاکمان با هنرمندان؟ دید جامعه به ارزش مالی کار هنری؟

      2- درست است گفتم «چندان سودآور نیست» ولی بیمایه هم نیست! نمی توانم قول حقوق حرفه ای را بدهم. اما تا حد (ببخشید) 100هزار تومان را میتوانم جور کنم. اگر چاپخانه هم حاضر میشد اجرش با «صاحب این ایام» باشد می توانستیم در مخارج مسجد بیشتر صرفه جویی کنیم. کما اینکه نویسندگان، صفحه آرا، طراح جلد و… این نشریه هم حقوق بسیار پایینی دریافت می کنند.
      هنوز هم چشم امید دارم.

  3. سیدمحمد عمادی می‌گوید:

    همکار گرامی خانم درودی در پیامکی گفته اند:
    «Salam.man mitonam tarh jeld mahname masjed ro bezanam.»
    از اعلام همکاری شان سپاسگزارم.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌واره‌ی وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


دنبال‌کردن

هر نوشته‌ی تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.